پژوهشكده تحقيقات اسلامى

34

سرداران صدر اسلام (فارسى)

على عليه‌السّلام شد ، بطورى كه شديداً روحيه‌هاى خود را باختند و براى كشتگان خود جزع و فزع و بيتابى مىكردند ، معاويه به منظور روحيّه دادن به نيروهاى شكست خوردهء خود ، طى نطقى شهادت شخصيتهايى همچون هاشم مرقال را عنوان كرده ، و خطاب به اهل شام چنين گفت : « اى اهل شام ، نبايد تأثر شما بر كشتگانتان بيش از تأثر عراقيان بر مقتولين خود باشد . اگر شما متأثر و غمناك هستيد ، بدانيد كه شما هم با ضرباتى كه بر لشكر عراق وارد آورده‌ايد ، آنان راغمگين و مصيبت زده نموده‌ايد . به خدا سوگند ذوالكلاع ( يكى از فرماندهان مقتول سپاه شام ) مهمتر از عمّار ياسر نبود . شما با كشتن عمّار عراقيان را داغدار كرديد . و نه حوشب ( يكى ديگر از فرماندهان شام ) مهم‌تر از هاشم مرقال بود ، و نه عبيدالله بن عمر در نزد شما مهم‌تر از ابن بديل است ، اينان رقيب يكديگر بودند كه دراين معركه به قتل رسيده‌اند ، پس بشارت باد شما را كه سه نفر ازفرماندهان بزرگ عراق را به قتل رسانيده‌ايد . اوّل عمّار ، كه گويا جوانمرد رشيد و زنده دل آنان بود . دوم هاشم ، كه نقش او دراين جنگ ، همانند نقش حمزه سيدالشهداء است . سوّم ابن بديل ، آنكسى كه از خود رشادتها نشان داده است . آرى ، به اعتراف دشمن ، هاشم حمزهء صفين بود ، ومعاويه براى روحيه دادن به شاميان شهادت او رابه عنوان بشارت به‌آنان گوشزد كرده ومژده مىدهد . » « 1 » ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه در شرح خطبه 35 گويد : آنچه مردم شام را به حكميّت راضى كرد ، ترس آنها از شمشيرهاى اهل عراق بود ، كه چون نشانه‌هاى پيروزى لشكر عراق ظاهر گرديد ، و علايم نصرت و ظفر آنها

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ، ابن ابى الحديد ، ج 8 ، ص 92 .